من تو را باز کجا خواهم یافت؟!
گویم دوستت دارم شاید تصور کنی تنها چند واژه ی ساده را در کنار هم گذاشته ام و جمله ای را بیان کرده ام ، اما... این تنها یک جمله نیست دنیای لبریز از رویاهای سبز و سرخ ! همین یک جمله ی کوتاه ! آری همین چند واژه خود کتابی است سرشار از معنا! دوستت دارم یعنی بی حضور تو زندگی برایم بی معناست ای خدای مهربان. با سلام خدمت دوستان عزیز فرا رسیدن ماه رمضان ، ماه بندگی خدا را به تمامی دوستان تبریک می گویم امیدوارم بتونید بهره کافی را در این ماه عزیز ببرید سر سفره افطار منو یادتون نره التماس دعا منتظر نظرهای گرم و صمیمی شما عزیزان هستم. گویم دوستت دارم شاید تصور کنی تنها چند واژه ی ساده را در کنار هم گذاشته ام و جمله ای را بیان کرده ام ، اما... این تنها یک جمله نیست دنیای لبریز از رویاهای سبز و سرخ ! همین یک جمله ی کوتاه ! آری همین چند واژه خود کتابی است سرشار از معنا! دوستت دارم یعنی بی حضور تو زندگی برایم بی معناست ای خدای مهربان. با سلام خدمت دوستان عزیز فرا رسیدن ماه رمضان ، ماه بندگی خدا را به تمامی دوستان تبریک می گویم امیدوارم بتونید بهره کافی را در این ماه عزیز ببرید سر سفره افطار منو یادتون نره التماس دعا منتظر نظرهای گرم و صمیمی شما عزیزان هستم. گویم دوستت دارم شاید تصور کنی تنها چند واژه ی ساده را در کنار هم گذاشته ام و جمله ای را بیان کرده ام ، اما... این تنها یک جمله نیست دنیای لبریز از رویاهای سبز و سرخ ! همین یک جمله ی کوتاه ! آری همین چند واژه خود کتابی است سرشار از معنا! دوستت دارم یعنی بی حضور تو زندگی برایم بی معناست ای خدای مهربان. با سلام خدمت دوستان عزیز فرا رسیدن ماه رمضان ، ماه بندگی خدا را به تمامی دوستان تبریک می گویم امیدوارم بتونید بهره کافی را در این ماه عزیز ببرید سر سفره افطار منو یادتون نره التماس دعا منتظر نظرهای گرم و صمیمی شما عزیزان هستم. یه خواهشی ازتون دارم اینکه میخوام یه قالب خوشگل و زیبا برای وبلاگم اگه سراغ دارین خبرم کنید و حتما بهم بگید خیلی احتیاج دارم ممنونتونم خیلی بای گاهي شرايط
بي درمانٌ چاره به نظر مي رسند!
آن فرشته كه در كنار توست را
از ياد نبر!
صد چهره دارد
هزاران نام!
برخيز
قدم بردار!
به فرشته يي كه در كنار توست،
اعتماد كن !
" مارگوت بيكل "
من کلبه ی خوشبختی تورا روزی با گلهای شوقم فرش خواهـــم کرد و بــرایت سـایبانی از جنـس پـناه پـروردگـار خواهم ســاخت و قشــنگترین لحظه هایم را به پای ساده ترین دقایقت خواهم ریخت تا باز هــــم بدانی که من عاشقترین پروانه ات بوده ام ، مجنون ترین دیوانه ات هســتم و چه بخواهی چه نخواهی در خانــه ات خـــواهم مــاند بـا عاشـق تــرین لهجه ای که یک لیلای باوفا سالها در زیر سایه خورشید در صحرا آموخته است ، با یک سبـــد آرزوی در حال رسیــدن و سرخ تـــرین حــس پرواز مرغی که می داند هرگز نمی رسد ... نه تنهــا بـــه تو بلــکه به هــر کس کـه روزی ، ثانیه ای در این دنیا بوده به کسی که فرصت دارد هــنوز هـم در ایـن دنیا باشــد و کسـی که در تالار انتظار سرنوشت شمارش معکوس خـــود را بـــرای به دنــیا آمدن آغاز کرده است ... صبح بی تو صبح بی تو ، رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد بی تو ، حتی مهربانی حالتی از کینه دارد بی تو ، می گویند : تعطیل است کار عشقبازی عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد ! خواستم از رنجش دوری بگویم ، یادم آمد عشق با آزار ، خویشاوندی دیرینه دارد ! در هوای عاشقان پر می کشد با بیقراری آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد ! ( قیصر امین پور ) تقدیم به صاحب عصر حضرت مهدی ( عج ) سلام به تمامی دوستان عزیز امیدوارم که حال همگیتون خوب باشه راستش امروز ساعت ۳۰/۱ راهی جمکران هستیم اومدم تا بهتون بگم اگه لیاقت داشته باشم برای همتون دعا میکنم یا امام زمان این بنده روسیاه بعد از کلی انتظار داره میاد هنوز باورم نشده یعنی واقعا آقا منو طلبیده قربون اون گوشه چشمت برم که به ما هم نگاهی انداختی دلم می خواد هرچه زودتر بیام کوتاه کن فاصله دیدار را یا مهدی آقا جون میخوام بیام دلم از همه دنیا و مردماش گرفته میخوام بیام هر چیکه درد و غم و غصه دارم برات بگم و همونجا جاشون بزارم آقا جون یه موقع دست خالی ردم نکنی من دارم با کلی امید میام دارم برای ساعت حرکت لحظه شماری میکنم یعنی میشه هنوز باورم نشده جمکران ما داریم میاییم دیدار یا صاحب جمعه ! وقتی نوای شور انگیز ندبه در هوای تو میپیچد دل هر عاشقی روانه جمکران می شود . چه خوب می شد که همگام با تو تا صبح مشغول راز و نیاز شوم و چه خوبتر می شد که حتی برای لحظه ای لیاقت دیدنت را داشته باشم اقای دیرینه ها بغضهایی که درون هر اینه می شکند نشانه انتظاری طولانی است اینجا قلبها و چشمها همه منتظر معجزه ای سبزند کوتاه کن فاصله بی قراریمان را اقای ادینه ها امام غریب دلم را به تو می سپارم تا در غربت دیارت ارام گیرد و در اسمان حرمت کبوتر دلم را مهمان میکنم تا شاهد پرواز کبوتران عاشق باشد ای امام غریب دستان خسته ام را در دیار بی کسی به تو می سپارم و با تربت عطر اگین تو بر سجاده ای به وسعت عشق نماز زیارت می خوانم ... ای امام موعود ، ای سلاسه عشق و ایمان ! دلهایمان را فرش راهت می کنیم تا زودتر بیایی ای امام عاشقی ، ای زیباتر از بهشت ، بی تو کی می توان از زندگی نوشت.......؟ التماس دعا
ما ایرانی ها هم در فرهنگ زرتشتی ماه مهر رو داریم که مظهر مهربانی ایرانیان و ماه ابراز عشق هست که تو اون ماه روز هایی برای ابراز علاقه به اشخاص مختلف و مراسم متعدد جشن های مهربانی هست. تا حدی که مهربانی جزو عبادت های زرتشتیان یا اجداد ما بوده . تو فرهنگ زرتشتی یه روز دیگه هم هست که این روز (سپندارمزگان) یا (اسفندارمزگان) نام داشته . فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان (روز عشق) به این صورت بوده که در ایران باستان هر ماه رو سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول (روز اهورا مزدا)، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی (بهترین راستی و پاکی) که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی (شاهی و فرمانروایی آرمانی) که خاص خداوند است و روز پنجم(سپندار مز) بوده است. سپندار مز لقب ملی زمینه. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشقه چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزه. زشت و زیبا رو به یک چشم می نگره و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می ده. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مزگان رو بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشته که در ماه مهر، (مهرگان) لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مز یا اسفندار مز نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مز نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند. یعنی پنجم اسفند روز جشن عشاق یا جشن سپندار مزگان هست عاشقتم تا همیشه ولنتاین مبارک خوب من دیگه باید برم در حال حاضر دیگه چشمام باز نمیشه فردا صبحم دوباره باید برم سر کار البته اضافه کاره خوب همگی رو به خدا میسپارم به امید دیدار مجدد من همه خود را با تو بودم و تو اما هیچ نداسنتی که من نفس هایم از توست . تو هیچ نداسنتی که من از آن دور دست ها شب و روز را به تو خیره بودم . تو هیچ ندانستی که من همه شب در آسمان ها پی تو می گشتم . سلام ب تمامی دوستان عزیزم حال شما خوبه شرمند اصلا وقت نمیکنم بهتون سر بزنم آخه خیلی سرم شلوغه الانم سر کارمم که یه کم سرم خلوته و وقت کردم بیام اینترنت دلم برای همتون تنگ شده براتون آرزوی موفقیت می کنم امیدوارم بتونم خوبی های همتون رو جبران کنم بازم میام راستی شب جمعه(پنجشنبه شب) قراره بیام و به همتون سر بزنم اگه البته افتخار بدین دوستتون دارم مظلومان امام حسین (ع) و شهادت جانسوزانه ی مسلمانان غزه را به تمامی دوستان عزیز تسلیت می گویم . التماس دعا (زهرا) ای روزگار
یه روز بهم گفت: می خوام باهات دوست بشم.اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام....
بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم. فکر خوبیه . منم خیلی تنهام.... یه روز دیگه بهم گفت: می خوام تا ابد باهات بمونم. اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام.... بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم. فکر خوبیه. منم خیلی تنهام.... یه روز دیگه بهم گفت: می خوام برم یه جای دور.جایی که هیچ مزاحمی نباشه. وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا. اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام.... بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم. فکر خوبیه. منم خیلی تنهام.... یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم. اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام.... براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: اره میدونم.فکر خوبیه. منم خیلی تنهام.... یه روز دیگه تو نامه برام نوشت: من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم. اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام.... براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: اره میدونم .فکر خوبیه . منم خیلی تنهام.... حالا دیگه اون تنها نیست و از این بابت خوشحالم و چیزی که بیشتر از اون خوشحالم میکنه اینه که هنوز نمیدونه که من خیلی خیلی تنهام.... {تقدیم به کسی که گذاشت و رفت...ع...} سلام به تمامی دوستای عزیز شرمنده از اینکه چند وقت نبودم و نتونستم اپ کنم و بهتون سر بزنم حلول ماه مبار رمضان ماه ضیافت الهی را به شما عاشقان یار تبریک می گویم و از خداوند خواستار انم که در این ماه ما را از سفره برکت خویش بهرهمند سازد و بتوانیم از لطف و مهربانی حضرت حق سهمی را از ان خود کنیم به دعاتون خیلی محتاجم مشکلی برام پیش اومده که امیدوارم با دعای خیر شما دوستان این سنگ بزرگ را از سر راه خود بردارم افطار خوش بگذره التماس دعا کاش ای تنها امید زندگی می توانستم فراموشت کنم تا شبی چون اتش سوزان دل در لهیب سینه خاموشت کنم کاش احساس نیاز دیدنت از وجودم چون وجودت دور بود در دلم اتش نمی زد ان نگاه کاش ان شب چشمهایم کور بود کاش ان شب در گلستان خیال ای گل وحشی نمی چیدم تو را تا نسوزم در خزان ارزو کاشکی هرگز نمی دیدم تو را برایت دعا میکنم شبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی، تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم پس از یك جستجوی نقره ای دركوچه های آبی احساس تورا از بین گل هایی كه در تنهایی ام رویید با حسرت جدا كردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی ست رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها كردم همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشكی از جنس غروب ساكت و نارنجی خورشید واكردم نمیدانم چرا رفتی نمیدانم شاید خطا كردم و تو بی آنكه فكر غربت چشمان من باشی نمی دانم كجا تا كی برای چه ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یك قلب دریایی ترك برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاكستری گم شد و گنجشكی كه هر روز از كنار پنجره با مهربانی دانه بر میداشت تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتنت دریاچه بغضی كرد كسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد وبعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید كسی از پشت قاب پنجره آرام وزیبا گفت: تو هم در پاسخ این رفتن بگو در راه انتخابم خطا كردم و من در حالتی ما بین اشك و حسرت و تردید و من در اوج پاییزی ترین حالت یك دل میان غصه ای از جنس بغض كوچك یك ابر نمیدانم چرا شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگ های خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود که من گمان می کردم می گوید: دوستت دارم دوستت دارم حتی اگر به چشمان خیسم بخندی و بی خیال این باشی که دلم شکسته است این چه عشقی است ، چه عشقی است که در دل دارم من از این عشق چه حاصل دارم می گریزی ز من و در طلبت باز هم کوشش باطل دارم باز لبهای عطش کرده من عشق سوزان تو را می جوید این تپش قلب مرا از هر تپشی قصه عشق تو را می گوید بخت اگر از تو جدایم کرده می گشایم گله از بخت چه باک ترسم این عشق سرانجام مرا بکشد تا به سرا پرده خاک با عرض شرمندگی من دوباره قالب وبلاگ رو عوض کردم موقتی هستش اخه قالب قبلی خیلی مشکل داشت راستی جمعه عصر امتحان کنکور دارم ممنون میشم از همه شما که برای من و تمام کنکوری ها دعا کنید افسوس تا دیروز فکر می کردم یه عشق واقعی وجود داره که منو فقط به خاطر خودم بخواد اما افسوس که امروز دیدم ان عشق هوسی بیش نبود که بر ویرانه قلب من فرو ریخت و تنهایم گذاشت. تا دیروز فکر می کردم یه دست مهربونی هست که وقتی گریه میکنم اشکهایم را پاک کند . تا دیروز فکر می کردم یه دل داغی هست که وقتی دلم سرد میشه دوباره داغش کنه . تا دیروز فکر می کردم یه مغز عاقلی هست که وقتی که دیگه مغزم کار نمیکنه کمکش کنه . تا دیروز فکر می کردم یه گوش شنوایی هست که می تونم همه احساسمو براش بگم . تا دیروز فکر می کردم یه دل مهربونی هست که وقتی دلم از همه جا و همه کس گرفت دلداریم بده. تا دیروز فکر می کردم یه کوه محکمی دارم که وقتی امیدم ناامید میشه بتونم بهش تکیه کنم . تا دیروز فکر می کردم یه نفسی هست که با نفس من نفس میکشه . ولی افسوس ....... افسوس که امروز دیدم همش یه رویای پاک بچگانه بود. تولد یگانه مولود کعبه رو به امیر المومنین و همچنین به تمام پدرهای خوب و مهربون مخصوصا بابای خوی خودم تبریک میگم انشا الله که همگی قدر پدرهامون رو داشته باشیم تمام هستی ام در تو نهان است اگر درد تو درد بی پناهیست بدان عشق من و تو جاودان است برایت در دلم یک اشیان است نوشته روح الله عزیزم هستم شرمنده چند مدتی نبودم ولی حالا افتخار اینو پیدا کردم که در خدمتتون باشم در ضمن تولد خواهرم رو بهش تبریک میگم و از دوستانی که لطف کردند و به زهرا تبریک گفتند کمال تشکر را دارم خوب اولین پستم رو می خوام با یک داستان زیبا و البته عاشقانه شروع کنم توی یک مجله خوندم و برای شما هم مینویسم تا با خوندنش لطف کنید و با نظرات خوبتون به من یعنی ما دلگرمی ببخشید داماد با معرفت پشت میز کارم به عنوان منشی مدیر عامل نشسته ام که تلفن مشکی زنگ می خورد . یعنی تلفن مدیریت . گوشی را برمیدارم و همین که بفرمایین می گویم ، صدای اقای مدیر را می شنوم :« سلام بر دیوانه ترین منشی عالم! اولا اینجا کافی شاپ نیست که تا دلتون بخواد بنشینید و مدام به کارمندهای دور قاب چین بنده سفارش قهوه بدین و بعد سفارششونو به من بکنید . ثانیا اگر ساعت تمام طلای پاپا جونتون به خاطر قیراتهای الماسی که نوک عقربه هاش چسبیده ، سنگینی نکرده و ساعتتون به خواب نرفته باشه ، لابد می بینین که ساعت از پنج عصر گذشته و این یعنی تعطیلی شرکت...! ثالثا چون هوا رو به تاریکیه و خاله جون بنده پوست از سر من میکنه اگه بفهمه دخترش با تاکسی یا اژانس به خونه برگشته پس حاضر باش خانم منشی تا اقای مدیر در نقش راننده سر کار رو تا خونه برسونه !» افشین همین طور یک ریز می گفت و من فقط می خندیدم . ناسلامتی او مدیر عامل بود و من منشی دفتر او ! اما قضیه خیلی پیچیده تر از ان چیزی بود که به راحتی بشود تعریف کرد .... ادامه داستان رو در ادامه مطلب ببینید نظر یادتون نره راستش امروز قصد پست جدید رو نداشتم ولی اینکه اومدم دلیل داره حالا براتون میگم فردا درست ۲۰ تیر تولد منه نمی دونم خوشحال باشم یا ناراحت ولی بهر حال فکر میکنم روز خوبی باشه از تمام دوستایی که توی این چند مدت منو تنها نزاشتند و با نظرات خوبشون منو یاری کردند متشکرم حالا یه کیک خوشمزه براتون میزارم خوب حالا دیگه نوبت هدیه است
خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ و این یعنی د راندوه تو میمیرم
در این تنهایی مطلق که میبندند به زنجیرم
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی ارد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز میبارد
چگونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم
چگونه میروی با این که میدانی چه تنهایم
خداحافظ تو ای همپای شبهای غزل خوانی
خداحافظ به پایان امد این دیدار پنهانی
خداحافظ بدون تو گمان کردی که میمانم
خداحافظ بدون من یقین دارم که میمانی
...................................................![]()
آزمودم زندگی دشت غم است شادیش اندوه و عیشش ماتم است
...................................................![]()
در میان جمع مردان یا همیشه مرد باش یا دم از مردی مزن یا یکسره نامرد باش
...................................................![]()
بمیرم من واسه اون دلشکسته که چون من خیری از دنیا ندیده
...................................................![]()
خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتراست کارم از گریه گذشته به خودم میخندم

حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست
من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم
افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست
تاریخچه ی روز عشق (والنتاین ایرانیان)
سپندار مزگان جشن زمین و گرامی داشت عشقه که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران رو بر تخت شاهی می نشوندن ، به اونها هدیه می دادن و ازشون اطاعت می کردند این میشه حرمت واقعی زن- ببینین دین مهر یعنی چی!!
« این بود آیین پارسی و آن نیز آیین تازی که بر دار کردند دوازده هزار کودک رومشکان را در قعر باخت نبرد.»پیشاپیش روز جهانی عشاق بر همه عاشقان مبارک!
ما که عاشق نیستیم ولی به همه عاشقا تبریک میگم فقط دعا کنید هیچ وقت هیچ خیانتی در کارتون نباشه
میدونی ولنتاین یعنی چی؟ یعنی اینکه یه عاشق واقعی باید به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه
ستاره ها را در آسمان یکی یکی ورق می زدم نکند در میان آنها پنهان شده باشی . اما دریغ از این که تو ماه را ربوده بودی و خود جای او نشسته بودی .آنچه مرا در برگرفته بود خسوفی طولانی بیش نبود .
خیلی خیلی شرمنده همگیتونم که خیلی دیر اومدم اخه علت داره
راستش من خیلی وقت پیش تصمیم گرفته بودم که یک سری از خاطراتهای قبلیم رو از ذهنم پاک کنم و این تصمیمم متاسفانه طی چند ماه طول کشید تا بتونم به زندگی عادی خودم برگردم که خوشبختانه همینجور هم شد البته اول همت خودم بود بعد اطرافیانم که شد
حالا توی این مدت طولانی من چیکار کردم ؟
اول که به طور کلی قید اینترنت رو زدم یعنی اصلا من 3 ماهه سر اینترنت نیومدم دوم ارتباطم رو با بیرون از خونه بیشتر کردم بیرون رفتم گردش و ............
و حالا هم خدا رو شکر یه کاری برام پیدا شده کار کامپیوتره توی یه فروشگاه ( تایپ ، اینترنت ، رایت سیدی ) حدود 2 هفته است که میام و مشغول به کار شدم
و حالا آخرین کارم اینه که میخوام خطم رو عوض کنم هم اینکه خیلی مزاحمی دارم و هم اینکه کلا تمام خاطرات رو پاک کنم
مسئله جالب اینجاست که طی همین یکی دو روزه بعضی ها بهم پیشنهاد ازدواج کردند خودم زیاد موافق نیستم ولی بهم میگم اگه کیس مناسبی باشه که هست برای تغییر شرایط خیلی خوبه حالا هر چی خدا بخواد به نظر شما چیکار کنم ؟
راستی خیلی شرمندتونم که نمیتونم بهتون سر بزنم اخه الان سر کارم و خیلی هم کار دارم منتظر نظراتتون هستم خوشحال میشم راهنماییم کنید
خوب دیگه خیلی حرف زدم یه شعر خیلی قشنگ توی ذهنم بود که الان یادم رفت حالا یادم اومد دوباره میام
پس فعلا خدانگهدار همگیتون


























ادامه مطلب
![]()

| Design By : Night Skin |






